الشيخ المنتظري

494

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

به وسيله « واو » عطف بر « مثال » در جمله قبل است ، به اين صورت : « الّذى ابتدع الخلق على غير مثال امتثله ، و لا مقدار احتذى عليه من خالق معهود كان قبله » يعنى آن خداوندى كه خلايق جهان را بدون الگوبردارى و بدون مقايسه از خداى قبل از خود آفريده و خلق كرده است ; زيرا خدايى قبل از او وجود نداشته تا بخواهد كارهاى او را مقياس كار خود قرار دهد . راههاى گوناگون براى شناخت وجود خداوند « وَاَرانا مِنْ مَلَكُوتِ قُدْرَتِهِ ، وَعَجائِبِ مَا نَطَقَتْ بِهِ آثارُ حِكْمَتِهِ ، وَاعْتِرافِ الْحَاجَةِ مِنَ الْخَلْقِ اِلَى اَنْ يُقيِمَهَا بِمَسَاكِ قُوَّتِهِ ، مَا دَلَّنَا بِاضْطِرارِ قِيَامِ الْحُجَّةِ لَهُ عَلَى مَعْرِفَتِهِ » ( و از وسعت قدرت و توانايى خود ، و عجايب آنچه كه آثار و نشانه هاى حكمت او به آن گوياست ، و از اعتراف مخلوقات به نياز آنان كه او با نيروى قدرت خويش آنان را سر پا نگه دارد ، به ما نشان داده آنچه كه ما را بى اختيار به معرفت و شناخت او دعوت مىنمايد . ) « ملكوت » مبالغه « ملك » و به معناى سلطنت مطلقه خداوند و قدرت اوست ; « و ارانا من ملكوت قدرته » يعنى خداوند از قدرت و سلطنت مطلقه خود به ما نشان داده است . « ارانا » در اين جمله دو مفعولى است كه يك مفعول آن « نا » و مفعول دوّم آن « ما » در « ما دلّنا . . . » است ; پس معناى اين جمله وقتى كامل مىشود كه آن جمله را معنا كنيم . « و عجائب ما نطقت به آثار حكمته » و خداوند به ما نشان داده است از عجايب آنچه كه آثار حكمت خداوندى به آن گوياست . البتّه لازم نيست كه آن عجايب زبان داشته باشند و مانند انسان سخن بگويند ، بلكه مقصود ظاهر حال است ، در و ديوار و همه موجودات جهان هستى با ما سخن مىگويند . « و اعتراف الحاجة من الخلق الى ان يقيمها بمساك قوّته » ; كلمه « اعتراف » عطف بر « ملكوت » در دو جمله قبل است ; يعنى « و ارانا من اعتراف الحاجة . . . » خداوند